شعر با گویش کرمانی
صب تا شب ت کمینم خوابیده ای
خود جف پا ا گلت گریخته ام
باز ت دومت ور من دون پاشیده ای
...............................................
خدایا ای چه روزی بود ور مو ت ساختی
قوم مغول ور مو ت تاختی
گذشتی ور بالا سرم مومیایی خود کرپو
در آخر جز تنور و سوختنت کو
یکی رفته ور بالا عین یه بت
یکی شده بی چیز عین جل کت
در آخر مو حکمتت هرگز نفهمیم
که عقل داریم یا به قول اینا نفهمیم
دوست عزیزم گفته بودن معنی هم برا این شعر بزار منم اینایی رو که به ذهنم میاد مینویسم
ت : منظور همون تو te
ور من: برای من var man
ور مالیده ای: کنایه از همون شاخ شدن var malideh ei
خود: با khode
گلت: گیرت , چنگت gelet
ور من : برای من var man
ور مو : برای ما var mo
کرپو: مارمولک kerpoo
عین: مثل eine
جل کت: پارچه سوراخ jele kot
سلام به همه بچه های ایران بخصوص بچه های کرمان این وبلاگ در تاریخ5خرداد91 ساخته شده برای اشنایی بیشتر بچه های کرمان باهم ونقاط مختلف این استان پهناور با جاذبه های خاص