زندگی
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند...
ستایش کردم ، گفتند خرافات است...
عاشق شدم ، گفتند دروغ است...
گریستم ، گفتند بهانه است....
خندیدم ، گفتند دیوانه است...
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم .
دكتر شریعتی
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 10:46 توسط مرد بارونی و دختر کویر
|
سلام به همه بچه های ایران بخصوص بچه های کرمان این وبلاگ در تاریخ5خرداد91 ساخته شده برای اشنایی بیشتر بچه های کرمان باهم ونقاط مختلف این استان پهناور با جاذبه های خاص